تغییر اقلیم و خشکسالی

اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم ( Climate Change )، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهایی از پارامترهای )) است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز co2 تقریباً قطعی می نماید.

سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند.چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع با افزایش ((تبخیر
و تعرق در شرایط گرمتر،خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود.به عنوان مثال براساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل درآنجا مشکل زاخواهد شد.

بررسی ها نشان داده است، غلظت گازکربنیک و سایر گازها در اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است. میزان غلظت co2 از سال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر و تعرق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیرزمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیرزمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است.

Mitchel
در سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدن co2، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گازکربنیک ثابت بماند،میزان co2 در سال 2035 به جای ppm 360 فعلی به ppm 420 خواهد رسید. افزایش گازکربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدن co2 ،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست.در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطورکلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.

ادامه نوشته

سير تحول مجتمع هاي زيستي

آسياي صغير سرزمين مرتفعي است كه ازسواحل درياي اژه درغرب تا سلسله كوههاي بلند در شرق تركيه گسترده شده است .دراين منطقه شرايط طبيعي براي كشت آبي مساعد نبود . زيرا ابرهاي باران زا بيشتر بر بخش هاي اعظم دامنه هاي توروس وتپه هاي مجاور درياي سياه مي بارد سبب رويش

جنگلهاي انبوهي شده كه دسترسي به اين منطقه با دشواري مواجه نموده است . بدين ترتيب , نجد مركزي سرزميني جلگه مانند و خشك است و تنها در دره هاي رودخانه ها است كه آب و سرپناه كافي براي سكونت مي توان يافت . در سرزمين هيتي ها در شمال رودخانه كاپادوكس4 ( دليجه ايرماق) نهرها و دره ها به مراتب بيشتر و نواحي اطراف آن كمتر بي سبزه و درخت است . در اينجا هر قطعه زميني وابسته به دهكده اي است ودرآن در كمال وسعي وكوشش كشت وزرع مي شود , اما فقدان درخت برروي زمينهاي مرتفعتر باعث شگفتي است ودر آنجا سرپناهي در برابر بادهاي سوزان شمالي وجود ندارد5. دردوره هيتي ها مردم بيشتر مساعي خود را صرف كشاورزي مي كردند و اقتصاد آنها مبني بر كشاورزي بوده است , آنها آموخته بودند كه براي آبياري باغات و تاكستانها كانالهاي كوچكي ايجاد كنند . در نزد آنها كشاورزي نقشي كوچكتر از دامپروري داشت . آنان درچراگاههاي كوهستاني رمه هاي بزرگ اسب و گوسفند نگاهداري مي كردند .اين ناحيه حتي در هزاره سوم قبل از ميلاد پشم بسيار خوبي داشت وتكامل دامپروري بصورت گله هاي بزرگ اقتصاد هيتي ها را شكل داده بود .آنها در تعليم دادن اسب ها مهارت داشتند .

      سلسله كوههاي بزرگ آناطولي از لحاظ فلزات غني هستند , در روزگار باستان مورد بهره برداري قرار مي گرفتند . كاپادوكيه از لحاظ فلزات (مخضوصاً نقره) بسيار غني بود وبه صورت سكه از آن استفاده مي شد ومس ومفرغ از فلز معمولي بود كه براي ساختن سلاح وابزارهاي مختلف به حد وفور استفاده مي شد وآهن مصرف محدود داشت واگرچه از شمشيرهاي آهني والواح نوشتني آهني و تنديسهاي لاهني ازخدايان وحيوانات درمتون هيتيايي نام برده شده است .دراين ميان مس ازصادرات عمده بازرگانان آشوري در كاپادوكيا پيش از تاسيس دولت حاتي بوده است  و فعاليت بازرگاني آشوريان بيش از يك قرن ادامه داشت , ناگهان متوقف شد . كاپادوكيا به سبب هنر فلز كارانش شهرتي بسزا داشت و كوهستانهايش پوشيده از درخت وسنگ بود . 


ادامه نوشته

چگونگي استفاده از عكس هاي هوايي و تصاوير ماهواره اي در برنامه ريزي هاي شهري "

مقدمه :

آنچه كه امروزه در علوم زمين مطرح است توجه به جنبه كاربردي آن است . افزايش سريع جمعيت و محدوديت منابع غذايي و معدني ، چنان مشكلاتي را براي انسان به وجود آورده است كه امر برنامه ريزي به عنوان يك ضرورت براي همه كشورها تلقي مي شود . تخليه روستاها ، گسترش شهرها ، و گرايش به زندگي شهر نشيني با توجه به مسائل خاص خود به ويژه در كشورهاي جهان سوم از چنان پيچيدگي هايي برخوردار است كه بي توجهي به آن بر مشكلات اقتصادي ، اجتماعي آنان خواهد افزود ، از اين جهت براي دستيابي به يك روند توسعه متعادل ، مطالعات و پژوهش هاي جغرافيايي هم مي تواند راهگشا باشد .در اين مطالعات حتي الامكان بايد از ابزار موجود و مطمئن بهره گرفت . نقشه ها و عكس هاي هوايي از جمله ابزار قدرتمندي هستند كه جغرافيدانان و برنامه ريزان شهري را در انجام تحقيقاتشان ياري مي دهند و كاربرد عكسهاي هوايي در شناسايي وضع موجود مناطق جغرافيايي و چشم اندازهاي ساخته دست انسان و بهره گيري از امكانات لازم بر كسي پوشيده نيست . مهمترين مراكز تجمع انساني شهرها هستند .

ادامه نوشته

فقر درجهان: آمار وارقام

نیمی از جمعیت جهان- حدودا سه میلیارد نفر- در آمد روزانه شان کمتر از دو دلار است   
تولید ناخالص داخلی 48 کشور فقیر- یعنی یک چهارم جمعیت جهان، از ثروت سه تن از ثروتمندترین آدمهای جهان کمتر است.
تقریبا یک میلیارد نفر در جهان با بیسوادی کامل وارد قرن بیست و یکم شده اند.
اگر کمتر از یک درصد هزینه های نظامی جهان در سال 2000 را برای آموزش صرف می کردیم همه کودکان جهان می توانستند به مدرسه بروند ولی این کار را نکرده ایم. 51 درصد از ثروتمندترین ها درجهان بنگاهها هستند.
درثروتمندترین ملت جهان، تفاوت فقیر و غنی از هرکشور صنعتی دیگر بیشتر است. هرچه که کشور فقیرتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که منابع لازم برای بازپرداخت بدهی ها مستقیما ازمردمی اخذ شود که نه در گرفتن آن وامها نقشی داشته اند و نه از آن منابع وام گرفته شده بهره ای برده اند.
20 درصد جمعیت جهان که در کشورهای پیشرفته زندگی می کنند 86 درصد از کالاهای جهانی را مصرف می کنند.
20 درصد غنی ترین بخش جمعیت درکشورهای ثروتمند، 82 درصد صادرات، و 68درصد سرمایه گذاری خارجی را در اختیار دارند. سهم 20 درصد فقیرترین بخش جمعیت جهان هم اندکی بیشتر از 1 درصد است.
در سال 1960 درآمد 20 درصد از جمعیت جهان درکشورهای غنی 30 برابر درآمد 20 درصد فقیرترین بخش جمعیت جهان بود. این نسبت در سال 1997 به 74 برابر رسید. بررسی درازمدت این نسبت نشان می دهد که:
در1820 این نسبت 3 به یک بود.
در1913 این نسبت 11 به یک شد.
در1950 این نسبت 35 به یک شد.
در1973 این نسبت 44 به یک شد.
در 1992 این نسبت 72 به یک شد.

ادامه نوشته

اگر در سياهچاله بيفتم چه اتفاقي براي  ما مي افتد؟

فرض كنيد سوار بر فضا پيماي خود به طرف سياهچاله اي كه ميليون برابر خورشيد جرم دارد و در مركز كهكشان ما قرار دارد ،حركت مي كنيد .(واقعا جاي بحث دارد كه آيا در مركز كهكشان ما سياهچاله وجود داشته باشد،فرض كنيد چنين چيزي باشد.)

در فاصله بسيار دوري از سياهچاله موشك خود را خاموش كنيد.چه اتفاقي مي افتد؟

اوايل شما هيچ نيروي گرانشي احساس نمي كنيد،ز يرا در حال سقوط آزاد هستيد.همه اعضاي بدن شما و فضا پيما به طور يكساني كشيده مي شوند. به خاطر همين احساس بي وزني مي كنيد.

(اين واقعا همان چيزي است كه براي فضا نوردان در مدار زمين اتفاق مي افتد.حتي اگر نيروي گرانش فضا نورد را به طرف زمين بكشد،هيچ نيروي گرانشي احساس نمي كند.زيرا همه چيز به طور يكساني كشيده مي شود).همچنان كه به مركز سياهچاله نزديك مي شويد احساس نيروي گرانش كشندي مي كنيد.فرض كنيد كه پا هاي شما نسبت به سرتان به مركز سياهچاله نزديكتر باشند.با نزديك شدن شما به مركز سياهچاله نيروي گرانش بيشتر وبيشتر مي شود ،بنا براين پاهايتان نسبت به سرتان تحت تا ثير نيروي گرانش بيشتري قرار مي گيرند،بنابراين احساس كشيدگي مي كنيد.(اين همان نيروي كشندي است و شبيه همان نيرويي است كه باعث جزر و مد روي كره زمين مي شود).همچنان كه به مركز نزديك و نزديكتر مي شويد اين نيرو قوي و قوي تر مي شود،و سر انجام باعث پاره شدن بدن شما مي شود.براي سياهچاله هاي بزرگي مانند اين سياهچاله اي كه در آن افتاده ايد ،نيروي كشندي تا حدود ششصد هزار كيلومتر (
km600000)دورتر از مركز آن قابل توجه نيست.


ادامه نوشته

ظهور انسان‌هاي اوليه در ايران  

تشخيص منشاء انسان گونه‌هاي اوليه در تاريخ جهان از جمله مواردي است كه بسياري از باستان‌شناسان و تاريخ‌نويسان سعي دارند آن را به گونه‌اي به محدوده‌ي تمدني خود نسبت دهند. شايد بتوان گفت بعد از پيدا نشدن حلقه‌ي گمشده داروين، اين باور که اجداد تمام انسان‌ها و بشر امروزي از نسل ميمون‌ بودند.

با وجود آنكه در غرب كره زمين انسان‌ها و بشر آن زمان در حال تكامل بودند، در شرق اين كره خاكي و در فلاتي که بعدها فلات ايران نام گرفت، انسان‌هاي تكامل يافته شروع به پي‌ريزي تمدن‌هاي هزاران سال بعد از خود را كرده بودند. اين كه بشر اوليه در مناطق ايران و منطقه بين‌النهرين و خاورميانه كامل‌ترين بشر شناخته شده بود، باعث پي‌بردن به راز تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي پيشرفته اين مناطق مي‌شود.

دوران پيش از تاريخ (Prehistoric )

پيش از تاريخ زماني است كه تاريخ مكتوب آغاز نشده بود. بيش از 99 درصد داستان زندگي انسان به پيش از تاريخ مربوط مي‌شود. در اين دوره طولاني و طاقت فرساي پيش از تاريخ، دست‌خط‌هاي مكتوب درباره فرهنگ و زندگي انسان‌ها در اختيار نيست، با اين وجود آن‌ها ندانسته مداركي دال برهستي و روش زندگي خويش بر جاي گذاشته‌اند كه براي بشر امروزي قابل استناد هستند. ابزارهايي كه مردمان مي‌ساختند، مكان‌هايي كه در آن به سر مي‌بردند، گورهايي كه آن‌ها مردگان خويش را دفن مي‌كردند همگي از آن  جمله هستند.

حضور انسان‌ها در گذشته از دو طريق قابل اثبات است:

1- كشف بقاياي استخواني خود انسان‌ها

2- كشف بقاياي تغييرات ايجاد شده در محيط توسط انسان‌ها مثل دست‌ساخته‌ها، بقاياي گياهي و حيواني كه به عنوان منبع تغذيه مورد استفاده انسان قرار گرفته‌اند، خاكستر و...

هم‌اكنون در سراسر جهان از شرق آسيا و اقيانوسيه گرفته تا اروپا و آمريكا، بسياري از محققين رشته‌هاي مختلف مرتبط با گذشته انسان و طبيعت مشغول فعاليت و تكميل اطلاعات و داده‌هاي موجود هستند تا از اين طريق، منشأ زندگي انساني را به جامعه و يا تمدن خود نسبت دهند. در اين ميان ايران نيز يكي از كليدي‌ترين نواحي باستان‌شناسي و حلقه ارتباطي احتمالي بين فرهنگ‌هاي قديمي بشري در آفريقا و جنوب آسيا است.

ادامه نوشته

تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب

·         سیارات با نور ناپایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به سرعت تغییر می‌کند

·         سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارا ی مکانهای تقریبا ثابتی هستند

·         سیارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نورانی بزرگ دیده می‌شود، در صورتی که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر می‌رسند.

·         سیارات را می‌توان در نواحی باریکی از آسمان مشاهده کرد، ولی ستارگان را می‌توان در هر قسمتی از آسمان یافت.

سونامی

هنگامی که یک زمین‌لرزه در زیر دریا واقع می شود، بخشی از کف دریا بالا و پایین می رود. آب در پاسخ به حرکت سنگ به شکل موج جابجا می شود. موجهای دریایی تولید شده توسط زمین‌لرزه بیشتر موجهای جزرومدی نامیده شده اند، اما آنها هیچ گاه با فرآیند جزرومد بوجود نمی ایند.  بنابراین  زمین  شناسان  آنها  را  با  واژه  ژاپنی سونامی می نامند،    
بیشتر سونامی از جابجایی عمودی در طول گسلی که در کف اقیانوس قرار دارد یا از زمین لغزه زیر آبی که توسط زمین‌لرزه تحریک شده حاصل می شود.
در دریاهای باز یک سونامی آنقدر مسطح است که بسختی نمایان می شود. به طور نوعی تاج موج آن ممکن است تنها 1 تا 3 متر ارتفاع داشته و تاجهای متوالی بیش از 100 تا 150 کیلومتر از هم فاصله داشته باشند. این در حالی است که یک سونامی ممکن است با سرعت 750 کیلومتر درساعت سایر کند. هنگامی که موج به آبهای کم عمق نزدیک ساحل نزدیک شد، پایه موج به ته کشیده می شود و آب به طرف بالا کومه شده ارتفاع موج افزایش می یابد. سپس دیواره در حال بالا آمدن آب به داخل خشکی جریان پیدا می کند. یک سونامی می تواند خشکی را برای 5 تا 10 دقیقه با سیلاب بپوشاند

ادامه نوشته

سد سازي تا قبل از هخامنشيان

سد سازي يا بند سازي از فعاليت هاي مهندسي به شمار مي رود كه شرايط تاريخي و جغرافيايي خاص مناطق در پيدايش ،‌شكل گيري و گسترش آن سهم به سزايي دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،‌بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آب‌هاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند.
در ايران نيز به جهت كمبود آب،‌شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد.
تاريخ سد سازي در ايران‌،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،‌مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است.

ادامه نوشته

درختان در ايران باستان تقدس داشته اند

درخت ها از دير زمان در نزد انسان گرامي بوده اند. انسان بدوي اعصارکهن و انسان بدوي عصرحاضر گمان مي کرده است و مي کند که درختان نيز مانند جانوران و مردم داراي روان اند. از دورترين ايام، تصوير مثالي درخت به مثابه آيينه تمام نماي انسان و ژرف ترين خواسته هاي اوست بنابراين درخت در بستر اساطير، دين ها، هنرها و ادبيات تمدنهاي گوناگون شکل گرفت. درخت  هميشه سبز مظهر زندگي ابدي است. درخت برگ ريز، نمايانگر دنياست که درحال تجديد حيات و باززايي مداوم از مرگ به زندگي مي رسد.
درخت کيهاني
اغلب در قله  کوهستاني يا در راس ستوني قرار دارد. گاهي به اين صورت تصوير شده است که شاخه هايش تقسيم مي شوند و به هم اتصال مي يابند يا اين که دو تنه و يک ريشه دارد و شاخه هايش به هم متصلند، که مفهوم از وحدت به کثرت رسيدن و دوباره به وحدت بازگشتن را تداعي مي کند و اتحاد آسمان و زمين را نشان مي دهد.
درخت حيات و درخت معرفت
درختاني هستند که در بهشت جاي دارند. درخت حيات معمولا در ميان(بز وحشي، شير، شيردال… ) قرار دارد که نگاهبانش به شمار مي روند.به گزارش ميراث خبر، در کتاب آفرينش، فصل اول (پيدايش جهان و انسان) آمده است که خداوند در باغ عدن يا بهشت روي زمين درميان همه گونه درخت خوش نما، دو درخت بهشتي(درخت حيات و درخت معرفت) از زمين رويانيد. درخت حيات در مرکز بهشت واقع است و مظهر باززايي و بازگشت به کمال آغازين است. درحاليکه درخت معرفت مظهر شفافيت، خير و شر است و در بعضي از سنت ها تداعي کننده انسان نخستين و هبوط اوست. ميوه درخت زندگي باعث جاودانگي مي شد. درخت زندگي يا همان درخت حيات در ايران به گياه مقدس و در نزد مسيحيان به درخت فرزانگي تبديل شده است. در فرهنگ بودايي هم به واژه درخت تنوير مي رسيم که بودا زير آن به اشراق رسيد و درخت نماد بيداري بزرگ است که ريشه هايش به ژرفاي سخت  فرو مي روند. در فرهنگ اسلامي از درخت طوبا صحبت شده است و درختان انجير و زيتون هم مقدس و مورد احترام هستند. از آنجاکه ريشه هاي درخت در زمين هستند و شاخ و برگهايش در آسمان شکل مي گيرند نماد صعود از زمين است و بالا رفتن از درخت نماد گذار از سطح زمين به سطح بعدي و صعود به سمت ايزدان و آسمان است. درخت نماد باروري دانش و خرد هم هست.

ادامه نوشته

اقليم ايران    

    يكي از عوامل مهم زندگي انسان آب و هوا است. از اين رو، جغرافيدانان همواره به عنوان يكي از اجزاي اصلي چشم انداز جغرافيايي، به آن نگاه مي كنند. آن ها مطالعه ويژگي هاي آب و هوا را به صورت علمي و دقيق در محدوده خويش قرار داده اند تا جايي كه امروزه آب و هواشناسي، به صورت يك رشته كاملاً محرز علمي درآمده است.    وضعيت هوا كه تحت تأثير عواملي مانند دما، رطوبت، فشار، ابرناكي، تابش و باد است (علائم سينوپتيكي) درزندگي روزانه تأثير دارد؛ ولي عاملي كه مهم تر است حاكميت يكي از اين عوامل است كه وضع هوا را مشخص مي كند. مثلاً مي گوييم امروز هوا سرداست، امروز هوا گرم است، يعني دراين وضع و شرايط سرد بودن هوا، كاهش درجه دماي هوا حاكميت بيشتري داشته، در صورتي كه در هواي سرد، باد، ابر و رطوبت نيز وجود داشته است. دررابطه با آب وهواي ايران مي توان گفت كه به طور كلي كشور ايران تحت تأثير دو عامل قرار دارد.
    عوامل محلي
    به عواملي گفته مي شود كه در كشور ايران موجود و خاص جغرافيايي اين كشور است و از سالي به سال ديگر تغيير نمي كند. مانند عرض جغرافيايي هر مكان، ضخامت جو در هر مكان، زاويه تابش خورشيد و يا پوشش سطحي زمين.
    عوامل بيروني
    كه عبارتند از آنهايي كه در كشور ايران وجود ندارند و از بيرون وارد ايران شده و اقليم ايران را كنترل مي كنند. مانند فرابا سيبري، بادهاي غربي گرماي صحراي عربستان و سيكلون هاي مديترانه اي غيره..    
    عوامل محلي
    (مقدار تابش) كه در هر مكان بستگي به عرض جغرافيايي و جهت ناهمواري ها دارد. هر چقدر از جنوب ايران به طرف شمال ايران مدنظر باشد، زاويه تابش كمتر و مايل تر، ولي مدت تابش بيشتر مي شود. پس نتيجه مي گيريم در صورتي كه عوامل كنترل كننده اقليم ايران مدنظر نباشد، در طول سال معمولاً جنوب ايران به طرف شمال ايران، از مقدارتابش كاسته مي شود. موضوع مهم ديگر مربوط به مدت تابش است كه در اين رابطه مي توان گفت: مدت تابش در هر منطقه با عرض جغرافيايي منطقه رابطه مستقيم دارد. مثلاً در تابستان و اواخر بهار و يا اوايل فصل پائيز از نظر مدت زمان انرژي رسيده به سطح زمين، بيشترين مقدار را مي توانيم داشته باشيم.
    جو زمين و عوامل مهم آن
    تركيبات جو زمين، آئروسل، بخار آب و ضخامت جو در جذب انرژي خورشيد در اتمسفر و پراكندگي آن و انرژي برگشتي به شدت تأثير دارد.

ادامه نوشته

تخريب جنگل هاي شمال ادامه دارد

    هر چند سالخوردگان استان گلستان وقوع سيل را به ياد ندارند اما مردم اين استان نزديک به يک دهه است که هر ساله اين پديده تلخ را تجربه مي کنند.از نخستين سيل استان که در بهار 1378 در نوکنده رخ داد نزديک به هشت سال مي گذرد اما به رغم شعارها، ارائه گزارش عملکردها، تخصيص اعتبار براي بازسازي مناطق سيل زده و ده ها اقدام ديگر درماني، هيچ اقدام موثري براي علت يابي اين پديده نوظهور صورت نگرفته است. مهندس رمضانعلي قائمي کارشناس و صاحب نظر مسائل محيط زيست درباره علل سيل خيز شدن گلستان معتقد است: «منطقه سيل خيز نيست اما چراي بيش از ظرفيت مراتع، قطع درختان، تبديل بسياري از مراتع و بخش هايي از جنگل به زمين هاي زراعي و عدم مديريت صحيح مسوولان مراتع و منابع بالادست، موجب از بين رفتن نفوذپذيري زمين شده و در نتيجه يک بارندگي نسبتاً شديد ايجاد سيل مي کند.»

    براساس آمارهاي سازمان جنگل ها و مراتع، در سال 1346 سطح جنگل هاي شمال ايران حدود سه ميليون و 400 هزار هکتار و در سال 1365، يک ميليون و 900 هزار هکتار اعلام شده است، يعني در مدت نزديک به دو دهه، کاهشي 5/1 ميليون هکتاري در سطح جنگل هاي شمال ايران مشاهده مي شود.اين کاهش سطح پوشش گياهي به زعم تمامي کارشناسان و حتي بسياري از مديران دولتي، علتي جز «سودجويي» نداشته است.با اين حال در دو دهه اخير، کارخانه هاي نئوپان به جاي محدود شدن مجوز گرفتند، جنگل ها تراشيده شده و تنه هاي درختان باستاني و ارزشمند براي مصرف داخلي و خارجي قطع شدند اما يک حساب سرانگشتي ساده مي تواند اين نکته را مشخص کند که به غير از سودهاي نجومي صاحبان اين کارخانه ها، در سطح کلان و ملي بهره برداري از اين جنگل ها نه تنها سودي دربرنداشت که هزينه هاي اقتصادي و اجتماعي هنگفتي را تحميل کرده است.

ادامه نوشته

نمونه هايي از اصطلاحات زمين شناسي در جغرافيا

  تاریخچه زمین  

زمین در بدو پیدایش بصورت کره ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده . بتدریج عناصر سنگین تر ته نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند . پس از گذشت میلیارد ها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها به وجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده، دائماً بر اثر زمین لرزه ها و حرکتهای قاره ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

   سیاره زمین، که در فاصله حدود 150 میلیون کیلومتری به دور خورشید می گردد، از نظر اندازه پنجمین و ازنظر فاصله از خورشید سومین سیاره منظومه شمسی است. زمین با سرعتی حدود 108000 کیلومتر در ساعت به دور خورشید می گردد و در نتیجه طی 365 روز و 5 ساعت و 51/45 ثانیه آن را دور می زند. در عین حال زمین هر 23 ساعت، 56 دقیقه و 09/4 ثانیه یک مرتبه حول محور خود می چرخد. شکل زمین به طور کامل کروی نیست، در استوا کمی بیرون زده و در قطبها کمی تورفته است.

         همانطور که گفته شد، به نظر می رسد که تولد زمین به همراه سایر ستاره ها، به 5/4 میلیارد سال پیش که ابرهای باقیمانده از تشکیل خورشید شروع به جامد شدن کردند باز می گردد. براساس نظریه های امرزوی برای 500 میلیون سال درون زمین به صورت جامد و در دمایی به طور نسبی پایین( حدود 1100 درجه سانتیگراد) باقی ماند. در این دوره مواد تشکیل دهنده زمین بیشتر آهن و سیلیس به همراه مقدار کمی از سایر مواد که احتمالا بخشی از آنها را مواد پرتوزا تشکیل می داد بودند. با گذشت میلیونها سال، انرژی رها شده از مواد پرتوزا زمین را گرم و پاره ای از مواد تشکیل دهنده آن را ذوب کرد. آهن پیش از سیلیس ذوب شد و چون سنگین تر بود به طرف مرکز زمین رفت و سیلیس را از مرکز به سطح راند. به این ترتیب زمین از یک توده همگن با موادی کم وبیش مشابه در تمام اعماق، به توده ای لایه ای با هسته ای آهنی در مرکز، پوسته ای سطحی متشکل از مواد سبک تر با دمای ذوب پایین در سطح و گوشته ای در بین این دو که در برگیرنده بقیه مواد بود تبدیل شد( شکل 1- وسط). براثر پرتو زایی طی میلیونها سال، هسته مذاب زمین احتمالا امروزه نیز دمایی بالا دارد( حدود 6100 درجه سانتیگراد). به این ترتیب بخش عمده ای از هسته به صورت مایع است ولی شواهد نیز دال بر جامد بودن مرکز آن وجود دارد. بنابراین هسته زمین به دو بخش درونی (جامد) و بیرونی( مایع) تقسیم می شود که 95% آن را هسته بیرونی تشکیل می دهد

ادامه نوشته

مکانیزم های سازگاری گیاهان به خشکی در اکوسیستم های بیابانی

بسياري از گونه هاي خشكي پسند مخصوصا گياهاني كه در بيابانهاي گرم مي رويند داراي ساقه هاي آبدارند اين گياهان براي رشد و عمل فتوسنتز بيشتر از ساعات اوليه و پاياني روز استفاده مي كنند و در اواسط روز براي جلو گيري از صدمات احتمالي ناشي از گرماي زياد خورشيد، به انحاء مختلف از قرار گرفتن در مقابل نور شديد خورشيد اجتناب مي كنند.

مهمترين مكانيزمهاي سازگاري گياهان به خشكي در اكوسيستمهاي بياباني به شرح زير است :

ادامه نوشته

ژئوماتيک چيست؟

ژئومتيكس علم جمع‌آوري، تحليل و تفسير داده‌ها، بويژه داده‌هاي مربوط به سطح زمين و همچنين مدلسازي، تحليل و مديريت داده هاي زمين مرجع است

بطور كلي ژئومتيكس علم و تكنولوژي مربوط به ويژگي و ساختار داده‌هاي مكاني، روشهاي بدست آوري، سازماندهي، طبقه‌بندي، بررسي كيفيت، تحليل، مديريت، نمايش و همچنين نياز ساختاري براي استفاده از اين اطلاعات مي‌باشد.ژئومتيكس با طيف وسيعي از علوم مرتبط است كه هركدام براي ارائه تصويري از جهان فيزيكي مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. اين علوم عبارتند از:
*
سنجش از راه دور
*
فتوگرامتري
*
نقشه برداري

ادامه نوشته